السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
66
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
محمّدبن احمد عطشى . . . . و خبر داد به من شهردار به طور اجازه ، از عبدوسبن عبداللَّهبن عبدوس همدانى به طور كتابت ، از شريف ابوطالب جعفرى ، از ابن مردويه حافظ ، از اسحاقبن محمّدبن علىّ بنخالد ، از احمدبن زكريا ، از ابن طهمان ، از محمّد بنخالد هاشمى ، از حسينبن اسماعيل بنحمّاد از پدرش از زياد بنمنذر ، از محمّدبن علىّبن حسين از پدرش از جدّ بزرگوارش كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من و على نورى بوديم در پيشگاه خداوند متعال ، چهارده هزار سال پيش از آفرينش حضرت آدم . هنگامى كه خداوند آدم را آفريد ، اين نور به صلب او رفت و از آن هنگام پيوسته از صلبى به صلب ديگر جابهجا مىشد تا اين كه در صلب عبدالمطّلب جايگزين شد . بعد آن را به دو بخش تقسيم كرد ، تا اينكه نيمى از آن در صلب عبداللَّه و جزء ديگر در صلب ابوطالب جاى گرفت . بنابراين على از من است و منم از على . گوشت او گوشت من و خون او خون من است . هر كس او را دوست داشته باشد به دوستىِ من او را دوست مىدارد و هر كس با او دشمنى كند با دشمنىِ من دشمن او خواهم بود . » « 1 » خوارزمى گويد : پيشواى حافظان ، ابومنصور شهردار ابنشيرويه پسر شهردار ديلمى همدانى - در ضمن آن چه كه از همدان برايم نوشت - به من خبر داد كه ابوالفتح عبدوسبن عبداللَّهبنعبدوس همدانى به صورت كتابت به من خبر داد كه شيخ خطيب ابوالحسن صاعدبن محمّدبنغياث دامغانى در دامغان به من خبر داد كه ابويحيى محمّدبنعبدالعزير بسطامى از ابوبكر قرشى از ابوسعيد حسنبنعلىّبنزكريّا از هدبةبنخالد قيسى از حمّادبنثابت بنانى از عبيدبنعمير ليثى از عثمانبنعفان از عمربنخطاب روايت كرد كه گفت : « خداوند متعال ، ملائكه را از نور صورت علىّبن ابىطالب آفريد . » « 2 »
--> ( 1 ) . مناقب اميرالمؤمنين : 88 . ( 2 ) . همان : 236 .